تبلیغات
ماه آسمون - برای «ماه عسل»ِ احسان علیخانی ...


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :شیما برهانی
تاریخ:یکشنبه 29 تیر 1393-06:37 ب.ظ

برای «ماه عسل»ِ احسان علیخانی ...

سلام.. فرقی ندارد که چه می‌گویند و چه می‌نویسند درباره برنامه تلویزیونی «ماه عسل» که این شب‌ها می‌توان گفت درصد بالایی از روزه‌داران را در لحظات پیش از افطار میخ به تلویزیون می‌کند.برنامه تلویزیونی «ماه عسل» که چند سالی است به عنوان یکی از برنامه‌های پیش از افطار تلویزیون از شبکه سه سیما پخش می‌شود...

 

تاکنون سه مجری و چند تهییه کننده متفاوت را تجربه کرده است؛ بعد از آغاز این برنامه با اجرای احسان علیخانی، محسن و افشانی و علی ضیاء هم هرکدام برای مدتی به عنوان مجری این برنامه درنظر گرفته شدند اما باز هم سکان این برنامه به دست احسان علیخانی افتاد.
علیخانی که این بار تهییه‌کنندگی «ماه عسل» را نیز بر عهده گرفته است، به نظر می‌رسد که کمی به هدف مطلوب این برنامه نزدیک تر شده است.
فارغ از حرف و حدیث‌هایی که پیرامون این برنامه مطرح می‌شود، از دکان باز کردن تا بهانه‌ای برای محبوبیت و اظهارات به دور از کارشناسی مجری یا حتی سوژه‌های شازی که بعضا به عنوان میهمان درنظر گرفته می‌شوند! اما به نظر می‌رسد «ماه عسل» تا اینجای کار، نمره قبولی گرفته است.
نگارنده بیش از هر چیز به دنبال افشای حقیقتی است که «ماه عسل» و پیش‌برنده آن خواسته یا ناخواسته، ارادی یا غیر ارادی، در حال رسیدن به آنند.
تا کنون برنامه‌های تلویزیونی متعددی برای زمان پیش از افطار از سوی شبکه‌های مختلف صدا و سیما چه در رادیو و چه در تلویزیون طراحی و پخش شده است اما می‌شود گفت که «ماه عسل» ، بیشترین تاثیرگذاری را بر اذهان عمومی داشته است.
جذابیت و تاثیرپذیری مخاطب از «ماه عسل» از آنجایی ملموس‌تر می‌شود که بعضا سوژه‌های این برنامه در برخورد با پیشامدهای مورد نظر، مخاطب را دچار یک جنگ درونی می‌کند، نه به این معنا که ادامه داستان چیست و نتیجه‌اش چه می‌شود؟ نتیجه که معلوم است، نتیجه همان سوژه‌ایست که در مقابل دوربین نشسته، ابتدای داستان را هم که مجری بیان می‌کند، وصل کردن ابتدا و انتهای داستان هم، کار چندان مشکل و سختی نیست، اما آن چیزی که انتهای ذهن مخاطب را قلقلک می‌دهد و باعث درگیری ذهن وی با داستان می‌شود، شباهت سازوکار مسائل میهمانان «ماه عسل» با عمده دغدغه‌های روزانه مخاطبان است.
این برنامه تلویزیونی اما در بیست و یکمین روز از ماه مبارک رمضان، میهمانی متفاوت از سایر میهمان‌های گذشته خود داشت؛ داستان زنی که به همراه همسر مرده‌اش 8 روز در عمق 25 متری زمین بدون آب و غدا و با بدنی زخمی، زندگی کرده بود و البته از این مهلکه، جان سالم به در برده بود.
در نگاه اول، برای کسی که این برنامه را ندیده باشد، آن قسمت از داستان اهمیت پیدا می‌کند که چگونه چنین شرایطی برای این زن به وجود آمد؟ چه کسی این کار را با وی و همسرش کرد؟ سرنوشتش هم که مشخص است، سالم مانده و امروز جلوی دوربین است.
نگاه دوم اما چیز دیگری می‌گوید، روایت این زن از 8 روز زندگی‌اش در عمق 25 متری زیر زمین و افکاری که از ذهنش گذشته و اتفاقاتی که یک به یک برایش رقم خورده است، هرکدام حجمی از محتوای اخلاقی و انسانی و البته دینی است که شاید یک ماه پای منبر سخنران نشستن نداشته باشد.
قرار گرفتن انسان در در تقابل با ابتدایی ترین اصول اولیه اعتقادی، در سخت تری شرایط ممکن برای یک انسان که قرار است به وحشتناک‌ترین نحو ممکن بمیرد، بی شک تاثیر ژرفی بر اذهان عموم خواهد داشت.
کسی که به گفته خودش، در دوسال آخر منتهی به این حادثه، چندان هم در وضعیت ممتازی از لحاظ عقیدتی قرار نداشته است، اما در این 8 روز، از تمام آموخته‌های دینی خود استفاده می‌کند و البته نتیجه هم می‌گیرد؛ از نحوه غلبه بر گرسنگی در شیب ابی‌طالب تا توسل به صاحبین حدیث کساء؛ و یا حتی تعبیر اوضاع خود به سختی ائمه، خصوصا در کربلا.
 
همه این‌ها می‌گوید که «ماه عسل»  موفق بوده است؛ مثل تیم ملی والیبال که شاید باختش در برابر آمریکا در نیمه‌نهایی لیگ جهانی، کمی از شادی مردم کاست اما مهم این است که تیم دوازدهم رنکینگ فدراسیون جهانی والیبال، امروز در جمع چهار تیم برتر جهان حضور دارد.
بیان کردن چگونگی عطش از زبان این زن، چیستی عطش را به طور معمول برای انسان‌هایی چون ما، زیر سوال برد؛ به نظر نمی‌رسد که با هیچ زبان دیگری اینگونه بتوان از عطش در کربلا  سخن گفت؛ وی گفت:«عطش؟ من فکر نمی‌کنم اصلا ما عطش واقعی را چشیده باشیم، عطش واقعی چیزی ورای این‌هاست، عطش واقعی یعنی وقتی دست به پوست بدن می‌زنی، از فرط خشکی و بی آبی بدن، پوستت می‌شکند و الان برای من مشخص است، گاهی وقت‌ها دوستان من از تشنگی در ماه رمضان می‌گویند که من بلافاصله به آن‌ها می‌گویم اصلا این حرف را نزنید، شما تشنگی نمی‌دانید یعنی چه؛ من تازه شاید بخشی از تشنگی خانم رقیه(س) را درک کرده باشم، پس آن دختر سه ساله چه بگوید؟»
این‌ها همه مسائلی است که حتی بی‌شک انسان را در دوراهی کفر و ایمان قرار می‌دهد؛ و آیا اینگونه نبود که «هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا»:: «در آنجا مؤمنان  در معرض  امتحان  در آمدند و سخت  متزلزل  شدند» احزاب؛ 33

 

 

با تشکر از سایت قبیله هواداران احسان علیخانی . . .

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


What causes burning pain in Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 01:03 ب.ظ
Hey there! I know this is kinda off topic however ,
I'd figured I'd ask. Would you be interested in exchanging links or maybe guest authoring a blog post or vice-versa?

My site goes over a lot of the same subjects as
yours and I believe we could greatly benefit from each other.
If you happen to be interested feel free to send me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Awesome blog by the way!
Why do they call it the Achilles heel?
پنجشنبه 12 مرداد 1396 09:01 ق.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also pay a visit this web site on regular basis
to obtain updated from newest reports.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر