تبلیغات |
ماه آسمون | |||||
|
کهکشانی که ما زمینیان در آن زندگی می کنیم .این کهکشان به شکل نوار درخشانی که آسمان را دور می زند وبا استوای سماوی 63 درجه زاویه می سازد در شبهای تاریک بدون ماه با چشم غیر مسلح دیده می شود. .ضخامت این نوارکه درحقیقت مقطع کهکشان از دید خورشید می باشد نامنظم بوده ومقدار پهنای آن بین 3 تا 30 درجه متفاوت است.روشنایی وپهنای نوار کهکشان در سمت صورت فلکی قوس بیشتر می باشد ودر شبهای تابستان بیشتر خودنمایی می کند دلیل این مسئله این است که مرکز کهکشان راه شیری در این سمت قرار دارد وزمانی که به صورت فلکی قوس نگاه می کنیم در واقع به قسمتهای درونی آن نگاه می کنیم که تعداد ستارگان وسحابیهای آن بیشتر است. کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی با چند بازو می باشد.حتی بایک تلسکوپ کوچک می توان میلیونها ستاره آنرا مشاهده کرد که البته این ستارگان همه متعلق به بازوی جبار( یا بازوی محلی) هستند علاوه بر این بازو دو بازوی قوس وبرساووشی نیز وجود دارد.. بی نظمی هایی که در کهکشان مشاهده می کنیم ناشی از وجود ابرهای گازی وغباری تیره کننده(سحابی تاریک) هستند . تعداد ستاره های کهکشان راه شیری بین 200 تا 400 میلیارد تخمین زده شده است. قطر آن در حدود 100000 سال نوری می باشدمطالعات رادیویی باتوجه به توزیع ابرهای هیدروژنی نشان داده اند که از نوع مارپیچی بوده ودر رده بندی هابل از نوع Sb یا Sc می باشد.بعضی مشاهدات نشان می دهند که ازنوع کهکشانهای میله ای مانند M61 یا M83 می باشد. قرص کهکشان شامل سحابیهای پخشی ٬ستاره های جوان٬ خوشه های باز و.......می باشد درحالیکه هاله کهکشان در برگیرنده ستارگان پیر و شامل حدود 200 خوشه کروی است که از این تعداد حدود 141 عدد را به خوبی شناسایی کرده ایم. کهکشان راه شیری به همراه دو کهکشان مارپیچی آندرومدا و کهکشان مثلثی وحدود سی کهکشان کوتوله خوشه محلی کهکشانی را تشکیل داده اند.کهکشانهای کوتوله حول سه کهکشان بزرگ مجموعه در حال چرخش بوده ودر حقیقت اقمار این کهکشانها به حساب می آیند. خورشید بهمراه منظومه خود در فاصله حدود ۲۶۰۰۰ تا ۲۸۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارد وهر ۲۵۰ میلیون سال یکبار حول مرکز آن می چرخد.با بررسی ۲۸ ستاره که در نزدیکی مرکز کهکشان قرار دارند مشخص شده که سیاهچاله ای با جرم حدود ۴ میلیون برابر جرم خورشید در آنجا قرار دارد.
جرم کهکشان راه شیری با توجه به قانون سوم کپلردرباره دو جسمی که دور هم می چرخند که در آن بیان می شود جرم جسم بزرگتر(که در اینجا همان کهکشان راه شیری است) بر حسب جرم خورشید برابر است با حاصل تقسیم توان سوم اندازه مدار جسم کوچکتر(که در اینجا خورشید است) بر حسب واحد نجومی بر توان دوم دوره چرخشی آن بر حسب سال وبا توجه به اینکه خورشید در فاصله حدود 8000 پارسکی(هرپارسک حدود 206000 واحد نجومی است) از مرکز کهکشان قرار دارد ودوره چرخش آن بدور مرکز کهکشان در حدود 225 میلیون سال است،جرم کهکشان در حدود 90 میلیارد برابر جرم خورشید بدست می آید. این عدد با متمرکز کردن جرم تمام موادی از کهکشان که درون مدار خورشید قرار دارند در مرکز کهکشان بدست آمده است.طبیعی است که مقداری از جرم کهکشان هم در بیرون از مدار خورشید قرار دارد.یعنی این عدد، جرم این مواد را نشان نمی دهد.برای اندازه گیری جرم کل کهکشان از اندازه گیری سرعت ستاره وگازهایی که در فواصل دوری از مرکز کهکشان قرار دارند استفاده می شود.دانشمندان متوجه شده اند که موثر ترین راه اندازه گیری جرم کهکشان مطالعات در طول موجهای رادیویی است چرا که این امواج کمتر تحت تاثیر گازها وغبارهای درون کهکشانی هستند وبا مطالعه آنها می توان به مشاهده مواد دورتری پرداخت.با این روش دانشمندان توانسته اند به نموداری از جرم موادی که در فواصل متفاوتی از مرکز کهکشان هستند دست پیدا کنند.این نمودار با نام نمودار چرخشی شناخته می شود.با کمک این نمودار آشکار شده که جرم کهکشان در محدوده 15000 پارسکی از مرکز کهکشان در حدود 20 میلیارد برابر جرم خورشید است.این گستره خوشه های کروی وبازوهای کهکشان را نیز در بر می گیرد.ممکن است تصور کنید برای اجرامی که فاصله آنها تا مرکز کهکشان از این فاصله بیشترباشد مطابق آنچه در منظومه شمسی رخ می دهد سرعت آنها رو به کاهش باشد.بر اساس اندازه گیری ها مشخص شده که اینطور نیست،یعنی سرعت این اجرام از آنچه که پیش بینی می شده بیشتر است بنابراین باید جرم بزرگتری در فواصل دورتری از 15000 پارسکی مرکز خورشید وجود داشته باشد.اکنون این جرم به وجود یک هاله تاریک(Dark halo) نسبت داده شده است.اکنون می دانیم که بیشترین جرم کهکشان ناشی از همین هاله تاریک است.امابه راستی این هاله تاریک از چه ماده ای تشکیل شده است؟در نظر داشته باشید واژه تاریک به این معنا نیست که در محدوده دیدگانی طیف مشاهده نمی شوند بلکه این مواد در کل محدوده طیفی( از گاما تا رادیویی) قابل کشف نیستند.تنها بخاطر اثرات گرانشی آنهاست که به وجود آنها پی برده ایم.این ماده تاریک نه از مولکولهای هیدروژن ونه از مواد ستاره ای معمولی تشکیل شده است.سیاهچاله های با جرم ستاره ای،اجرام ماکو(MACHO) که شامل کوتوله های قهوه ای(ستارگانی که بدلیل جرم کم نتوانسته اند واکنش های هسته ای را شروع کنند)،کوتوله های سفید و کوتوله های ضعیف وکم جرم قرمز می باشد از کاندیداهای مورد نظر می باشند.در حال حاضر گزینه ذرات زیر اتمی نیز به فهرست مواد تشکیل دهنده ماده تاریک اضافه شده است.این ذرات باید دارای جرم بوده ولی برهم کنش بسیار ناچیزی با مواد معمولی داشته باشند.یک رده از این مواد با نام ذرات جرم دار با برهمکنش ضعیف یا (Weakly Interacting Massive Particles)WIMP شناخته می شوند.بسیاری از دانشمندان عقیده دارند این مواد در لحظات اولیه شکل گیری کیهان به مقدار بسیار زیاد آفریده شده اند.آشکار سازی این ذارات بدلیل واکنش ناچیز بسیار دشوار است وتاکنون چندین آزمایش برای به گیر اندازی آنها ناموفق بوده است.
اجداد ما نیز هزاران سال پیش به وجود این نوار نقره ای رنگ در آسمان پی بردند . بسیاری از اقوام باستان بر این باور بودند که این نوار راهی است که در گذشتگان با عبور از آن به جهان دیگر مهاجرت می کنند . اقوامی دیگر اعتقاد داشتند که این نوار ، پدیده ای الهی است که شبها خود را محافظانه بر روی جامعه بشریت می گستراند . هرکول نیز ، با کهکشان راه شیری ارتباط داده می شود . می گویند خداوند " هرمس " در ماموریتی از جانب زئوس هرکول نوزاد را بر سینه الاهه " هرا " که خفته بود گذاشت . نوزاد با تغذیه از این شیر خدایی چنان قوی و قدرتمند شد که در میان فنا پذیران مثل و مانند نداشت . وقتی که " هرا " از خواب بیدار شد ، هرکول کوچک را با شدت و سرعت از سینه خود جدا کرد ، شیر او تا دور دستها ی آسمان پاشید و راه شیری را به وجود آورد . [ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
همه چی آرومه ...
من چقدر راحتم... چشامو میبندم چرتمو میزنم.... تو داری درس میدی... ازحرفات معلومه... صداتم آرومه ،لالایی میمونه! تشنه ی نمرتـــــــــم... من و تو شادم کن... من و با چند نمره تو خودت پاسم کن بگو این آرامش تا ابد پابرجاست.... حالا که حضورم تو کلاست پیدااااااااااااااس همه چی آرومه من تا الان خوابم.... یه دفه میبینم تو رو بالا سرم.... تو من و میندازی از چشات معلومه ... من چقدر بدبختم همه چی داغونه همه چی داغونه...! [ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
اینم چند تا عکس از آوریل لوین..........
اَوریل رِمونا لِوین (به انگلیسی: Avril Ramona Lavigne) (زادهٔ ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴) خواننده-ترانهنویس، طراح مد و بازیگر کانادایی است. او در بلویل، اونتاریو[پ ۱] به دنیا آمد اما بیشتر جوانیاش را در شهر کوچکی در ناپانی سپری کرد. در سن ۱۵ سالگی، اوریل همراه با شنایا تواین روی صحنه ظاهر شد و در ۱۶ سالگی، قراردادی را همراه با آریستا (حال آرسیای رکوردز[پ ۲]) امضاء کرد. مدیر این شرکت نشر، آنتونیو «ال. اِی» رید پیشنهادی برای ساخت ۲ آلبوم به ارزش بیش از دو میلیون دلار به او داد. در سال ۲۰۰۲، لوین ۱۷ ساله، با اولین آلبومش با نام رها کردن[پ ۳] وارد دنیای موسیقی شد. آلبوم رها کردن لوین را تبدیل به جوانترین «خوانندهٔ تک» کرد که تا آنزمان یکی از آلبومهایش پُرفروشترین آلبوم بریتانیا شدهبود. آلبوم در آمریکا هم بسیار موفق بود و از آرآیاِیاِی گواهینامهٔ «چهار بار پلاتین» را دریافت کرد. تا سال ۲۰۰۹، بیش از ۱۶ میلیون نسخه این آلبوم در دنیا به فروش رفت که تنها ۶ میلیون آن در ایالات متحده بود. ترانه بسیار موفق وی «پیچیده»[پ ۴] توانست همانند آلبوم رها کردن در بسیاری از کشورها رتبه اول را به دست آورد. دومین آلبوم اوریل لوین، زیر جلد من[پ ۵] در سال ۲۰۰۴ عرضه شد و اولین آلبوم وی بود که توانست در ایالات متحده رتبه اول بیلبورد ۲۰۰ را به دست آورد و بیش از ۱۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروش کرد. سومین آلبوم لوین با نام بهترین چیز لعنتی[پ ۶] در سال ۲۰۰۷ عرضه شد. این آلبوم به سومین آلبوم شماره یک وی در جدول موسیقی آلبومهای بریتانیا تبدیل شد و همراه با اولین تکآهنگ او، «دوستدختر»، در بیلبورد هات ۱۰۰ در ایالات متحده بود. لوین پنج تک آهنگ شماره یک جهانی دارد که شامل ترانههای «پیچیده»، «اسکیتر بوی»[پ ۷]، «با تو هستم»[پ ۸]، «پایان خوش من»[پ ۹] و «دوستدختر» میباشد. تا بهامروز بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آلبومهای لوین در جهان به فروش رسیده است[۱] و در حال حاضر با بیش از ۱۰،۲ میلیون کپی از طرف RIAA یکی از هنرمندان برتر موسیقی از نظر فروش آلبوم در ایالات متحده محسوب میشود. مجلهٔ بیلبورد لوین را به عنوان ۱۰مین خواننده برتر دهه ۲۰۰۰ میلادی معرفی کردهاست.[۲] همچنین نام او به خاطر فروش آلبومها، موفقیتاش در جدولهای فروش موسیقی و تاثیر فرهنگی آثارش در آمریکا، در ردهٔ ۲۸اُم «بهترین حرکتهای دهه» ثبت شدهاست.[۳][۴] او در حال حاضر روی چهارمین آلبومش کار میکند که قرار است پیش از سال ۲۰۱۱ عرضه شود. لوین فعالیتهای موسیقی خود را از ضبط موسیقی به بازی در فیلمها و طراحی لباسها گسترش داد. او به عنوان گویندهٔ یکی از کاراکترهای انیمیشن آنسوی حصار در سال ۲۰۰۶ نقش ایفا کرد و در همان سال اولین فیلم خویش را با نام فستفود نیشن بازی کرد. در سال ۲۰۰۸ برَند پوشاک متعلق به لوین با نام ابی داون[پ ۱۰] شروع به کار کرد؛ در ۲۰۰۹ اولین عطرش را با نام تجاری بلک استار[پ ۱۱] عرضه کرد و در سال ۲۰۱۰ دومین عطر اختصاصی او با نام فُربیدن رُز[پ ۱۲] روانهٔ بازار شد. در جولای ۲۰۰۶، لوین همراه با دریک ویبلی[پ ۱۳] خواننده اصلی و گیتاریست گروه سام ۴۱[پ ۱۴] که دو سال با هم دوست بودند ازدواج کرد. این ازدواج برای بیش از ۳ سال دوام آورد و لوین در اکتبر ۲۰۰۹ خواستار طلاق شد. ویبلی و لوین همکاریشان با یکدیگر را بعد از جدایی نیز ادامه دادند؛ ویبلی تهیهکنندگی چهارمین آلبوم لوین و همچنین تکآهنگ «آلیس» که برای فیلم سال ۲۰۱۰ تیم برتون، آلیس در سرزمین عجایب ساخته شده بود، را بر عهده داشتهاست. بقیه ی عکسا تو ادامه مطلب........ ادامه مطلب [ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
اَوریل رِمونا لِوین (به انگلیسی: Avril Ramona Lavigne) (زادهٔ ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۴) خواننده-ترانهنویس، طراح مد و بازیگر کانادایی است. او در بلویل، اونتاریو[پ ۱] به دنیا آمد اما بیشتر جوانیاش را در شهر کوچکی در ناپانی سپری کرد. در سن ۱۵ سالگی، اوریل همراه با شنایا تواین روی صحنه ظاهر شد و در ۱۶ سالگی، قراردادی را همراه با آریستا (حال آرسیای رکوردز[پ ۲]) امضاء کرد. مدیر این شرکت نشر، آنتونیو «ال. اِی» رید پیشنهادی برای ساخت ۲ آلبوم به ارزش بیش از دو میلیون دلار به او داد. در سال ۲۰۰۲، لوین ۱۷ ساله، با اولین آلبومش با نام رها کردن[پ ۳] وارد دنیای موسیقی شد. آلبوم رها کردن لوین را تبدیل به جوانترین «خوانندهٔ تک» کرد که تا آنزمان یکی از آلبومهایش پُرفروشترین آلبوم بریتانیا شدهبود. آلبوم در آمریکا هم بسیار موفق بود و از آرآیاِیاِی گواهینامهٔ «چهار بار پلاتین» را دریافت کرد. تا سال ۲۰۰۹، بیش از ۱۶ میلیون نسخه این آلبوم در دنیا به فروش رفت که تنها ۶ میلیون آن در ایالات متحده بود. ترانه بسیار موفق وی «پیچیده»[پ ۴] توانست همانند آلبوم رها کردن در بسیاری از کشورها رتبه اول را به دست آورد. دومین آلبوم اوریل لوین، زیر جلد من[پ ۵] در سال ۲۰۰۴ عرضه شد و اولین آلبوم وی بود که توانست در ایالات متحده رتبه اول بیلبورد ۲۰۰ را به دست آورد و بیش از ۱۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروش کرد. سومین آلبوم لوین با نام بهترین چیز لعنتی[پ ۶] در سال ۲۰۰۷ عرضه شد. این آلبوم به سومین آلبوم شماره یک وی در جدول موسیقی آلبومهای بریتانیا تبدیل شد و همراه با اولین تکآهنگ او، «دوستدختر»، در بیلبورد هات ۱۰۰ در ایالات متحده بود. لوین پنج تک آهنگ شماره یک جهانی دارد که شامل ترانههای «پیچیده»، «اسکیتر بوی»[پ ۷]، «با تو هستم»[پ ۸]، «پایان خوش من»[پ ۹] و «دوستدختر» میباشد. تا بهامروز بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آلبومهای لوین در جهان به فروش رسیده است[۱] و در حال حاضر با بیش از ۱۰،۲ میلیون کپی از طرف RIAA یکی از هنرمندان برتر موسیقی از نظر فروش آلبوم در ایالات متحده محسوب میشود. مجلهٔ بیلبورد لوین را به عنوان ۱۰مین خواننده برتر دهه ۲۰۰۰ میلادی معرفی کردهاست.[۲] همچنین نام او به خاطر فروش آلبومها، موفقیتاش در جدولهای فروش موسیقی و تاثیر فرهنگی آثارش در آمریکا، در ردهٔ ۲۸اُم «بهترین حرکتهای دهه» ثبت شدهاست.[۳][۴] او در حال حاضر روی چهارمین آلبومش کار میکند که قرار است پیش از سال ۲۰۱۱ عرضه شود. لوین فعالیتهای موسیقی خود را از ضبط موسیقی به بازی در فیلمها و طراحی لباسها گسترش داد. او به عنوان گویندهٔ یکی از کاراکترهای انیمیشن آنسوی حصار در سال ۲۰۰۶ نقش ایفا کرد و در همان سال اولین فیلم خویش را با نام فستفود نیشن بازی کرد. در سال ۲۰۰۸ برَند پوشاک متعلق به لوین با نام ابی داون[پ ۱۰] شروع به کار کرد؛ در ۲۰۰۹ اولین عطرش را با نام تجاری بلک استار[پ ۱۱] عرضه کرد و در سال ۲۰۱۰ دومین عطر اختصاصی او با نام فُربیدن رُز[پ ۱۲] روانهٔ بازار شد. در جولای ۲۰۰۶، لوین همراه با دریک ویبلی[پ ۱۳] خواننده اصلی و گیتاریست گروه سام ۴۱[پ ۱۴] که دو سال با هم دوست بودند ازدواج کرد. این ازدواج برای بیش از ۳ سال دوام آورد و لوین در اکتبر ۲۰۰۹ خواستار طلاق شد. ویبلی و لوین همکاریشان با یکدیگر را بعد از جدایی نیز ادامه دادند؛ ویبلی تهیهکنندگی چهارمین آلبوم لوین و همچنین تکآهنگ «آلیس» که برای فیلم سال ۲۰۱۰ تیم برتون، آلیس در سرزمین عجایب ساخته شده بود، را بر عهده داشتهاست. [ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
مقدمهشاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العادهاى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مىآیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پردهاى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعههایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مىرسد.
بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگر سنگهاى قیمتى ، فلزات ، گرانیت و شیشه مىرسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژهاى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است. اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختار ضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگههاى ناچیز ناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفادهاند. دورنماى الماسمیزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح میباشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ، آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح میباشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ، آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ، ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص دادهاند.تولید الماسالماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مىگیرد. اما در آزمایشگاه مىتوان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مىکند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مىدهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.این دو تکنیک براى اولین بار در دهه 1950 کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکىاش را سپرى مىکند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسبترین خواهد بود. فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس در خلأ آغاز مىشود. سپس گازهاى هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مىیابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مىشود که با متان واکنش مىدهد تا رادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مىچسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است. به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مىشود. هر ذره الماس در محفظههاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطهور مىشود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شدهاى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد مىکند.» گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مىکرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکان تولید نمونههایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاى قیمتى به فروش نرسیده بودند.
در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مىدهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بىرنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى تولید مىشوند. در واقع این الماسها مىتوانند چنان کیفیت بالایى داشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مىآیند. شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطور سنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند. تشخیص الماسهای مصنوعیآزمایشگاه آنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مىکنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفى نور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مىشود. اگر نشانههایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مىگیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختار درونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مىکند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماس را حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مىکنند.در واقع الماسها نیز درست مثل درختان داراى حلقههاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که در آزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مىدهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر به تشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت. الماس مصنوعیاین نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد.در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع میشود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده میشود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز میشود. موارد مصرف الماسالماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش میشناسند، ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی میرسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74 درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار میرود.تقسیم بندی الماسها بر اساس مصارف صنعتیالماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم میشوند:
الماس در صنعت الکترونیکبه گفته جیمز باتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالات متحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى در کاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارندهاى براى استفاده همه جانبه گران بودهاند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیار دشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد در هر یک مىتواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل در استفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماس یعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.در دستگاههاى مجتمع باید از هر دو نوع الماس نیمه رساناى n و p استفاده کرد، اما الماسهاى نوع n بطور طبیعى وجود ندارند و الماسهاى نوع p الماس آبى ، به قدرى نادرند که هیچ راه مقرون به صرفهاى براى استفاده از آنها پیدا نشده است. به هر حال الماسهاى مصنوعى این مشکلات را برطرف مىکنند. به گفته رابرت لینارس (R. Linares) ، بنیان گذار کمپانى آپولو دیاموند براى مثال مىتوان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس ، نوع P یعنى الماس آبى را تولید کرد. بطور مشابه دانشمندان مىتوانند با افزودن فسفر به الماسهاى بى رنگ ، الماس نوع n را نیز تولید کنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نیمه رسانا در دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت نیاز به ترکیبى لایهاى از این دو نوع الماس داریم. علاوه بر این با توجه به اینکه الماسهاى بىرنگ خالص در عمل بیشتر از آنکه رسانا باشند عایق هستند، مىتوان لایههایى از آنها را به این ترکیب افزود. امروزه نیم رساناهاى بسیارى مثل سیلیکون در گستره وسیعى از دستگاههاى الکترونیکى بکار مىروند. اما الماس با توجه به دامنه تغییرات حرارتى و سرعت فوق العاده بیشترش ، تنها در مقایسه با خلاء است که عنوان دومین نیم رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مىدهد. الماس با داشتن چنین ویژگیهایى و بخصوص امروز که آزمایشگاه قادر به تولید سنگهاى خالص و ناخالص کنترل شدهاند، مىتواند پایه گذار انواع سراسر نوینى از دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت باشد. با اینکه استفاده از الماس در صنایع الکترونیک به چند دهه دیگر واگذار شده است، اما به اعتقاد لینارس این سنگ قیمتى صنایع نیم رسانا سازى را به کلى دگرگون خواهد کرد. برخى از کاربردهاى عملى الماس
[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ شیما برهانی ]
اَلماس یکی از سنگهای قیمتی و یکی از آلوتروپهای کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد. الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبهپایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد. خواص متمایز الماس
با وجود این خواص منحصربهفرد، قیمت بالای آن جلوی کاربرد گستردهٔ آن را میگیرد و دانشمندان به دنبال پیدا کردن روشهای تازه برای سنتز آن هستند. تولید الماسالماس بطور طبیعی تحت فشارهای زیاد اعماق زمین و در زمانی طولانی شکل میگیرد. اما در آزمایشگاه میتوان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانی بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدی است از فرآیند طبیعی شکل گیری الماس در حالی که فرآیند رسوب گیری بخار شیمیایی (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل میکند. در واقع CVD بجای وارد کردن فشار به کربن برای تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهای کربن به آنها اجازه میدهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند. این دو تکنیک برای اولین بار در دهه ۱۹۵۰ کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روی تولید الماس با استفاده از تکنیک cvh کار کردهاست «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه ۱۹۵۰ با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژی CVD هنوز دوران کودکیاش را سپری میکند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتی خیره کننده الماسهایی با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصی و اندازه محصول برای تکنولوژیهای الکترونیکی مناسبترین خواهد بود. فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکی از الماس در خلأ آغاز میشود. سپس گازهای هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مییابند. در ادامه پلاسمای تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمی میشود که با متان واکنش میدهد تا رادیکال متیل و اتمهای هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس میچسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD، فرآیندی خطی است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگی ذره ابتدایی و زمان قرار دادن آن در دستگاه است. به گفته دیوید هلیر (D. Hellier)، رئیس بخش بازاریابی کمپانی ژمسیس، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکی از الماس آغاز میشود. هر ذره الماس در محفظههای رشدی به اندازه یک ماشین رختشویی، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولی از گرانیت و کاتالیزوری فلزی غوطهور میشود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شدهای این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعی، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد میکند.» گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهای ساخته شده با تکنیک HP HT را برای مصارف صنعتی به بازار عرضه میکرد اما تا پیش از آنکه کمپانی ژمسیس با ساده سازی این فرآیند امکان تولید نمونههایی با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهای قیمتی به فروش نرسیده بودند. در واقع الماسهای زینتی مصنوعی بخش کوچک و در عین حال پر سودی از صنعت الماس را تشکیل میدهند. این الماسهای رنگی که در مقایسه با همتاهای بیرنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهای گوناگون از سرخ و صورتی گرفته تا آبی، سبز و حتا زرد روشن و نارنجی تولید میشوند. در واقع این الماسها میتوانند چنان کیفیت بالایی داشته باشند که حتی ماشینهای ساخته شده برای تشخیص سنگهای مصنوعی از طبیعی در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخی از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر میآیند. شباهت فوق العاده نمونههای مصنوعی و طبیعی باعث شدهاست تا تاجران الماس برای تشخیص الماسهای رنگی مصنوعی از سنگهای طبیعی دست به دامن آزمایشگاههای الماس بلژیک و دیگر نقاطی شوند که بطور سنتی عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگی قیراط، رنگ و شفافیت هستند. انواع الماس
هنوز اساساً تنها منبع جواهرات بوده و بالاترین بها را دارد.
سهم گستردهای از بازار صنعت را به خود اختصاص دادهاست. به عنوان ساینده و ابزار برشی و ماشینکاری به کار میرود.
پتانسیلهای زیادی برای کاربرد در صنعت دارد ولی هنوز بصورت آزمایشگاهی تولید میشود.
اخیراً تولید شده اما دارای کاربردهایی در زمینهٔ ابزار نوری دقیق است. ناخالصیها
نمودار فازی کربن خواص الماس شدیداً به ناخالصیها وابستهاست. حتی وجود مقادیر جزئی ناخالصی مانند نیتروژن میتواند خواص آن را بسیار تغییر دهد. انواع ناخالصیهاالماس چه به صورت سنتزی و چه به صورت طبیعی هرگز به شکل کاملاً خالص نیست. این ناخالصیها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
این نوع ناخالصیها در شبکهٔ الماس به جای یکی از اتمهای کربن قرار میگیرند و با اتمهای مجاور تشکیل شیوند میدهند.
این ناخالصیها ذرات مجزایی هستند که شبکه را برهم زده و بخشی از آن نمیشوند. این ناخالصیها معمولاً سیلیکاتهای آلومینیوم، سیلیکاتهای منیزیم و یا سیلیکاتهای کلسیم هستند. دو ناخالصی مهم در الماس نیتروژن و بور هستند. این دو عنصر همسایههای کربن در جدول تناوبی بوده و به علت داشتن شعاع اتمی کوچک و متناسب، به خوبی در شبکهٔ کریستالی الماس جایگزین میشوند. [ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ شیما برهانی ]
زندگی مثل رودی پر جوش و خروش است.اتفاقاتی در آن می افتد که حتی روحمان هم از آن ها خبر ندارند.ولی چه فایده از این بی خبری؟
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
سگ ماهی نامی عجیب تر از این نشنیده ام سگ ها چگونه حمله نمی برند به بخش ماهی یشان در وقت گرسنگی شاعر:محمد شمس لنگرودی [ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
باكتریها ، ویروس ها و قارچها
اگر یك لیوان آب رودخانه را برداریم و به آن نگاه كنیم آب مانند هوا پاك و خالص به نظر میرسد. اگر قطرهای از این آب را به وسیله میكروسكوپ نگاه كنیم، موجودات بسیار ریزی در آن خواهیم دید. در این قطره آب این موجودات ریز از همه طرف به اینور و آنور میروند. یكی مانند توپ، دیگری مانند تخم مرغ، سومی مانند لوله، چهارمی مانند لوله خمیده، میباشند. بعضی از آنها دارای مژك و تاژك هستند. كار آنها تغییر مكان است.
اینها كوچكترین موجودات زنده روی زمین هستند مانند آمیب، كه پیكر آنها از یك سلول ساخته شده است. به آنها میكروب میگوییم.
میكروبها برای زنده ماندن به غذا، دمای مناسب، رطوبت و جای مناسب احتیاج دارند. بسیاری از آنها بیزیانند، بسیاری مفید و عدهای بیماری تولید میكنند. مثلا" در لوله گوارش انسان دو نوع آمیب وجود دارد كه یكی بیآزار و دیگری تولید بیماری( اسهال) میكند.
همچنین بیماری مالاریا كه عامل آن پلاسمود است كه در گلبولهای قرمز خون نفوذ میكند و در آنجا تغذیه كرده و گلبولهای قرمز را خراب میكند. یعنی درون آن نمو میكند و تكثیر مییابد. گلبول پاره شده پلاسمودهای جدید آزاد میشوند و در گلبولهای قرمز سالم نفوذ میكنند. با ادامه این عمل، انسان تب و لرز میگیرد. ناقل این بیماری پشهای است به نام آنوفل. وقتی كه پشه آنوفل ناقل بیماری، روی بدن شخص سالم مینشیند و خرطومش را در پوست وارد میكند از بزاق پشه، پلاسمود به خون شخص سالم وارد میشود.
میكروب دیگری به نام تریپانوزوم وجود دارد كه بوسیله پشهای به نام تسه تسه انتشار مییابد. وقتی كه این پشه میكروب را وارد خون انسان میكند، موجب تب و لرز میشود. مغز به خواب میرود و انسان به بیماری خواب دچار میگردد. بیمار سست و بیحركت میشود. تمام اوقات میخوابد.( حتی تا یك هفته) فقط برای خوردن و آشامیدن از خواب بیدار میشود. این حالت ماهها ادامه مییابد و در بعضی مواقع سه سال طول میكشد. میل بیمار به خواب شدیدتر میگردد و خوابش عمیق میشود تا اینكه دیگر از خواب بیدار نمیشود.
از قارچها، اگر كپك روی دیوارها، نان مرطوب، میوهجات مانده، سیب زمینی، را زیر میكروسكپ نگاه كنیم، بافتی از رشتههای نازك خواهیم دید. در آنها رشتههایی بطور عمودی قرار دارند كه میسیلیوم نام دارند. در انتهای بعضی از این میلهها برجستگی گردی دیده میشود. داخل این برجستگیها تعداد زیادی هاگ وجود دارد كه هر یك بعد از نمو، قارچ جدیدی را بوجود میآورند.
این كپكها از كجا آمدهاند؟ در هوا مقدار زیادی هاگ وجود دارد. دانههای هاگ بوسیله باد روی قطعه نان مرطوب یا دیوار مرطوب میافتند، نمو میكنند و قارچهای جدیدی تشكیل میدهند. بعضی از قارچها مفیدند. مانند قارچهای تخمیری كه در صنعت الكل سازی كاربرد دارند. و بعضی از آنها باعث ورآمدن خمیر، تبدیل شیر به ماست و پنیر، میشوند.
برخی از انواع قارچها بطور انگل روی گیاهان زندگی میكنند. روی ساقه، ریشه، جوانههای تازه، گلها، میوهها بصورت انگل زندگی میكنند. بسیاری از قارچها زیانآور هستند. نوعی قارچ آفت وجود دارد كه موجب بد شكلی گلابی و سیب می گردد. روی این میوهها جسم تیرهرنگی مانند مخمل پوشیده میشود. این بیماری "كچلی" گلابی یا سیب نامیده میشود. نوع دیگر قارچ سیبزمینی است كه به قسمتهای عمقی گیاه نفوذ میكند. در برگ، جوانههای تازه، غدههای سیبزمینی، نفوذ میكند و اندام مكنده بوجود میآورد، كه دیواره سلولها را تخریب و شیره آنها را میمكند. كپك مو روی غوره و سیاهك گندم( علت سیاهی وجود مقدار زیادی هاگهای سیاه رنگ قارچ سیاهك روی سنبلهها، خوشهها، برگها و ساقههای غلات است) و زنگ گندم بطور كلی نمونههایی از قارچهای آفت میباشند.
بسیاری دیگر از قارچها وجود دارند كه زندگی انگلی دارند. این قارچها قادر نیستند مانند گیاهان سبز غذای خودشان را تهیه كنند. به این دلیل انگل موجودات زنده می شوند. تمام قارچها از دو راه زندگی میكنند، دستهای از آنها انگل هستند و غذای خود را از پیكر گیاهان و جانوران مختلف بدست میآورند. دستهای دیگر از فساد بقایای موجودات زنده( جانوران و گیاهان ) تغذیه میكنند كه آنها را كودرست یا ساپروفیت مینامند.
برای شناختن باكتریها آنها را كشت میكنند. باكتریها به خوبی در روی آبگوشت، نخود، لوبیا، باقلا، شلغم، تخممرغ، یك قطعه سیبزمینی پخته شده رشد و تكثیر پیدا میكنند. ولی از همه مهمتر، آبگوشت است.
زیست شناسان در موقع مطالعه باكتریها، شكل ظاهری و روش تغذیه و نحوه تكثیر آنها را تحقیق كرداهاند. بعضی از باكتریها در انسان و حیوانات انواع مختلف بیماری ایجاد میكند. دسته دیگر بیزیان هستند و دسته سوم مفید میباشند. باكتریها بسیار ریز هستند بطوری كه در یك قطره آب قریب 50 میلیون باكتری میتوانند جا بگیرند.و در همه جا وجود دارند. در خاك، كوه، هوا، دریا، رودخانهها، باتلاقها، فاضلآبها، چاهها، برف، تگرگ، باران، ... باكتریها از نظر شكل به سه دسته تقسیم میشوند: بعضی مانند چوب كبریت هستند، كه به آنها میلهای یا باسیل میگویند. برخی نیز خمیده و مارپیچی هستند كه به آنها ویبریون نیز میگویند. سومین گروه باكتریها كروی شكل هستند كه به آنها كوكسی هم میگویند.كه باسیل( میله مانند) مینامند یا به صورت انفرادی و یا بصورت رشتههای متصل به هم زندگی میكنند. رشتههای باسیل میتوانند در لولههای آب مقیم شوند. بعضی مواقع آنچنان زیاد میشوند كه لوله آب را مسدود میكنند.
یك دسته از باكتریها بعضی از باكتریها روی مواد غذایی لكه های سبز، آبی، خرمایی و رزد تولید میكنند. و غذا را رنگی میكنند.
بعضی از باكتریها از خود نور تولید میكنند. نوری كه شب هنگام از ماهیهایی كه به ساحل پرت شدهاند، دیده میشود. در نتیجه وجود باكتریهای نورانی است.
بعضی از باكتریها از باقیمانده برگ، ساقه و ریشه فاسد شده تغذیه، و تكثیر حاصل میكنند. در نتیجه بقایای گیاهان تجزیه شده به كود تبدیل میشوند و خاك را حاصلخیز میكنند.
بعضی از باكتریها قند شیر را به اسید تبدیل میكنند. در نتیجه شیر منعقد میگردد. باكتریهای اسید شیر نمیتوانند به مدت زیادی در اسید چرب زنده بمانند. از این رو هنگامی كه شیر زیاد ترش شد به جای باكتریهای ترش كننده شیر، باكتریهای دیگر وارد میشود. نتیجه آن تلخ شدن شیر است. پس شیر هنگامی ترش میشود كه در آن باكتری تخمیری ترش كننده شیر باشد و در اثر تخمیر اسیدهای چرب بوجود آید و زمانی تلخ میشود كه باكتریها روی اسید چرب اثر كند.
اگر به ریشه نخود نگاه كنید غدههایی را میبینید. داخل این غدهها میلیونها باكتری زندگیكنند. این باكتریها، نیتروژن هوا را به نخود میرسانند و نیز نیتروژن به خاك اضافه میكنند. این باكتریها را ریزوبیوم میگویند.
ویروسها بسیار كوچكتر از باكتریها هستند. فقط به وسیله میكروسكپ الكترونی دیده میشوند. و ساختمان پیكر آنها ملكولی است. ویروسها، در خارج از بدن موجود زنده، زنده نیستند. و همینكه وارد بدن موجود زنده میشوند، فعال میگردند. یعنی ویروسها فقط در درون سلولهای موجودات زنده میتوانند زندگی و تكثیر یابند. و مانند قارچها و باكتریهای انگلی، در پیكر گیاهان و جانوران زندگی میكنند. بنابراین ویروسها انگلهای اجباری هستند كه فقط درون سلول میزبان اعم از گیاه، جانور، باكتری میتوانند فعالیت حیاتی داشته باشند. ویروسها را نمیتوان مانند باكتریها در محیط كشت داد. ویروسها ممكن است خارج از موجود زنده رشد كنند اما این كیفیت موقعی انجام میشود كه در محیط زنده باشند. یعنی یك قطعه بافت زنده را كه از یك موجود جاندار جدا شده است زنده نگهدارند مثلا" یك قطعه پوست یا ماهیچه و غیره. ویروسها میتوانند روی بافت زنده رشد كنند اما تا زمانی كه قطعه بافت زنده باشد. با مرگ سلولهای بافت، ویروس هم از بین میرود. نباید فراموش كنیم كه ویروسها نمیتوانند در محیط غیر زنده زندگی كنند. اما باكتریها قادرند در محیط مصنوعی غیرزنده رشد كنند و زیاد شوند.
علم ویروس شناسی ابتدا از روسیه تزاری شروع شد. دانشمند مشهوری به نام "دمیتری اسپیویچ ایوانسكی" پدر علم ویروسشناسی است. او اولین بار ویروسهایی كه موجب بیماری برگ تنباكو میشود را در سال 1892 میلادی شناسایی كرد.
بعد از پیدایش میكروسكپ الكترونی قدمهای سریعی در راه شناختن باكتریها و ویروسها برداشته شده است. اگر میكروسكوپ نوری شئی را یك یا دو هزار مرتبه بزرگ میكند، میكروسكوپ الكترونی صدها هزار مرتبه جسم را بزرگتر نشان میدهد.
اندازه ویروسها حدود چند صد آنگستروم است و پوششی پروتئینی دارند. این بخش پروتئینی مانند پوشش محافظی ماده وراثتی را كه به صورت اسید نوكلئیك است میپوشاند. هر نوع ویروس فقط دارای یك نوع اسید نوكلئیك، یعنی
بسیاری از جانوران مانند اسب، خوك، خرگوش، زنبور عسل و كرم ابریشم به بیماریهای ویروسی مبتلا میشوند. و نیز بسیاری از گیاهان مخصوصا" نهاندانگان، درختهای میوه، و سبزیجات از بیماریهای ویروسی رنج میبرند. مثلا" در یك مزرعه سیبزمینی، برگ بوتههای سیبزمینی بر اثر ویروس لوله میشوند و چروك میخورند و غدههای سیبزمینی میپوسد. و نیز در مزرعه چغندر قند، كه برگهای آن رنگارنگ است روی پهنك برگهای سبز لكههای زرد دیده میشود. این لكهها بدون كلروفیل هستند در نتیجه در این گیاهان كیفیت غذا سازی خوب انجام نمیگیرد.
گیاهان دیگر مانند بوته پنبه، سیب، گلابی، درختآلو، تمشك و انگور ممكن است به بیماری ویروسی دچار شوند و اندامهای آنها تغییر كند.
دفاع از بدن در مقابل میكروبها، در بدن به دو صورت انجام میگیرد. یكی به صورت دفاع خارجی است كه پوست بدن و موها و مژههای درون بینی و نای از ورود میكروبها و گردوغبار به داخل بدن جلوگیری میكنند و نیز اسید معده با كشتن بسیاری از میكروبها، مانع از ورود میكروب به داخل خون میشوند. اما اگر میكروبی به وسیله دفاع خارجی از بین نرود. وظیفه مبارزه با آن به عهده گلبولهای سفید (دفاع داخلی)میباشد كه به دو صورت انجام میگردد.
در خون دونوع گلبول وجود دارد. یكی گلبولهای قرمز كه تعدادشان در هر میلیمترمكعب خون در حدود پنج میلیون عدد است. این گلبولها از خود حركتی ندارند و به وسیله جریان خون در رگها رانده میشوند. اما نوع دیگر گلبولهای سفید هستند كه میتوانند از جایی به جای دیگر حركت كنند و تغییر شكل دهند و به دیواره رگها چنگ بزنند و درون دیواره مویرگها نفوذ كرده از رگ خارج میشوند. اگر میكروبی وارد خون شود بلافاصله به وسیله گلبولهای خبرچین شناسایی شده و مبارزه بین آنها و میكروب در میگیرد. در این مبارزه گلبولهای سفید میكروب را در محاصره خود گرفته و آن را وارد پیكر خود میكنند. یعنی گلبول سفید میكروب را هضم میكند.( صورت اول) در این مبارزه عدهای از گلبولهای سفید كشته میشوند. چركی كه در اطراف زخمها دیده میشود، چیزی نیست جز جنازه گلبولهای سفید كه در مبارزه با میكروب كشته شدهاند. اما بدن با تولید گلبولهای جدید، كمبود سربازان بدن را جبران میكند. در این مبارزه شدید بین میكروب و گلبولهای سفید( مرحله حاد یك بیماری میكروبی) اگر بدن پیروز شود كه چه بهتر، اما اگر میكروب پیروز گردد. مرحله بعد قبرستان خواهد بود!! گلبولهای سفید علاوه براین، با ترشح مادهای به نام پادتن باعث از بین رفتن میكروبها میگردد.(صورت دوم )
باكتریها مانند تمام موجودات زنده دیگر، تولید مثل میكنند. و به طریقه دونیم شدن تولید مثل می كنند. یعنی از یك باكتری در مدت 20 دقیقه، دو باكتری تولید میشوند. و به صورت 2، 4، 8 ،16 ،32 ، 64 ، ...تكثیر پیدا می كنند. یعنی از یك باكتری اولیه در مدت 12 ساعت، میلیونها باكتری حاصل میشود. اگر برای باكتریها غذا، رطوبت، دمای مناسب، فراهم باشد به خوبی رشد و تكثیر مییابند، البته اگر تاریكی هم باشد به قول عربها فبها. اگر غذا وجود نداشته باشد، و محیط زندگیشان خشك، سرما و گرمای كافی داشته باشند، میكروبها از بین میروند. البته بعضی از باكتری ها وجود دارند كه در این شرایط هم از بین نمیروند. [ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
باکتریها گروهی از موجودات تک سلولی ذرهبینی هستند که پوشش بیرونی نسبتاً ضخیمی آنها را احاطه کردهاست. این موجودات ساختار سادهای دارند و به گروه پروکاریوت(جانداران ساده) تعلق دارند. باکتریها متنوعترین و مهمترین میکروارگانیسمها هستند. تعداد کمی از آنها در انسان و حیوانات و گیاهان بیماریزا است. بطور کلی بدون فعالیت آنها، حیات بر روی زمین مختل میگردد. بطور یقین یوکاریوتها از موجودات زنده باکتری مانند بوجود آمدهاند. نظر به اینکه باکتریها ساختمان سادهای داشته و میتوان به آسانی بسیاری از آنها را در شرایط آزمایشگاه کشت داد و تحت کنترل درآورد، میکروب شناسان مطالعه وسیعی درباره فرایندهای حیاتی آنها انجام دادهاند. تاریخچهاینکه پروکاریوتها و یا یوکاریوتها کدام یک زودتر بر روی کره زمین ظاهر شدهاند، کاملاً مشخص نیست. اما مطالعات تفاوتهای ژنتیکی بین یوباکتری ها، آرکیباکتریها و یوکاریوتها نشان میدهد که هر سه گروه از دنیای مشترکی مشتق شدهاند. شکل باکتریها بر اساس شکل به ۶ گروه تقسیم میشود. پنج گروه اول را باکتریهای پست و گروه ششم را باکتریهای عالی گویند. ساختمان باکتریباکتریها هستهی سازمان یافته ندارند و DNA و پروتئینهای همراه آن درون ناحیهٔ هسته مانندی با نام ناحیه نوکلئوعیدی قرار گرفتهاند و اجزای سلولی آنها در سیتوپلاسم پراکندهاند. کروموزمهای غیر مشابه و جداگانه در آنها وجود ندارد. در باکتریها، واکوئل دیده نمیشود. بیشتر آنها بدون کلروفیل هستند و دگرگشت (متابولیسم) خود را از راه شیمیوسنتز انجام میدهند. تولید مثل به دو صورت جنسی (آمیختگی) و غیر جنسی و جوانه زدن، قطعه قطعه شدن و تقسیم دوتایی صورت میگیرد. باکتریهای پستاین باکتریها تک یاختهای بوده و اگر کروی یا بیضوی باشند، کوکوس و اگر میلهای شکل یا دراز باشند، باسیل و اگر خمیده باشند ویبریون و چنانچه مارپیچی شکل و غیرقابل انعطاف باشند، اسپریل و اگر فنری و قابل انعطاف باشند، اسپیروکت نامیده میشوند. باکتریهای عالی یا رشتهایاین باکتریها رشته مانند و اغلب غلافدار هستند و اغلب اوقات شاخههای حقیقی ایجاد کرده، میسلیوم تشکیل میدهند و چون تشکیلات منشعب ایجاد میکنند، لذا اکتینومیست نامیده میشوند. بنابراین باکتریها از نظر شکل به ۶ گروه گرد، دراز، خمیده، مارپیچی، فنری و منشعب تقسیم میشوند. نحوه تقسیم و طرز قرار گرفتن باکتریهااگر شکل باکتری کروی باشد آن را کوکسی واگر میله ای باشد آن را باسیل می نامند . اشکال دیگری نیز مانند ویبریو وجود دارند . دیپلوکوکوس : تقسیم فقط در یک سطح انجام میگیرد و باکتریها دو به دو، به یکدیگر اتصال دارند. استرپتوکوکوس : تقسیمات یاختهای در یک سطح انجام میشود و چند باکتری بهدنبال هم قرار میگیرند. تتراد : اگر تقسیم در دو سطح عمود بر هم باشد اشکال چهارتایی بوجود میآید. سارسین : تقسیم یاخته در سه سطح عمود بر هم انجام میشود و تودههای هشت تایی شبیه پاکت پستی بوجود میآید. استافیلوکوکوس : تقسیمات یاخته بطور نامنظم در سطوح مختلف انجام میگیرد و اشکالی شبیه به خوشه انگور بوجود میآید. ساختار باکتریهاپوشینه یا کپسول در بعضی از باکتریها، غلاف ژلاتینی چسبناکی دیواره اسکلتی را احاطه کرده است که توسط باکتریها ساخته شده و به خارج ترشح میگردد و جنس پوشینه بیشتر از پلی ساکاریدها همراه با مواد دیگر است.
تار یا پیلی به دو صورت جنسی و چسبنده وجود دارد و در عمل تحرک بی تأثیر است. پیلی در حقیقت به باکتری های دیگر می چسبد این ارگانل باکتری باعث انتقال میکروب وِ دانای می باشد دیواره در بیرون غشای پلاسمایی بوده و سبب استحکام باکتری شده و به آن شکل میدهد. وجود دیواره برای رشد و تقسیم باکتریها لازم است. غشای سیتوپلاسمی به صورت پرده نازکی در داخل دیواره باکتری قرار دارد و متشکل از مولکولهای چربی و پروتئینی است. نیامتن (مزوزوم)ها از فرورفتگی غشای سیتوپلاسمی به درون سیتوپلاسم حاصل میشود و اغلب در محل تقسیم دیواره وجود دارند و در عمل تقسیم DNA، تقسیم یاختهای و تبدیل باکتری به هاگ دخالت میکنند. اجزای سیتوپلاسم رناتن(ریبوزوم)ها مواد ذخیرهای ماده زمینه کروماتومور ماده ژنتیکی که DNA آنها غالبا به صورت یک فامتن(کروموزوم) تاخورده و بهم فشرده است.
فواید باکتریهااگرچه بعضی از باکتریها عامل فساد مواد غذایی و بیماری هستند؛ اما بسیای از باکتریها مفیدند. بشر قرنها از فواید باکتریها در زندگی خود استفاده کرده است. باکتریها در تهیه و پردازش فرآوردههای غذایی و شیمیایی و همچنین در شناسایی و استخراج معادن و پاکسازی محیط زیست کاربرد دارند. مواد خوراکی مانند ماست، پنیر و سرکه حاصل فعالیت باکتریهای تخمیرکننده است. استون و بوتانول مواد شیمیایی هستند که انواعی از باکتریهای گونهٔ کلستریدیوم آنها را میسازند. باکتریهای شیمیواتوتروف برای تخلیص عناصر معدنی مانند مس و اورانیوم کاربرد دارند. همچنین باکتریها در پاکسازی آبها و خاکهای آلوده به آلایندههای نفتی و شیمیایی کاربرد وسیعی دارند. باکتریهای داخل روده برای ما خیلی از ویتامینها را میسازند که خود بدن قادر به ساختن آنها نیستند. هرچند که برخی از باکتریها هم برای ما مضر هستند. تولیدمثل باکتریباکتریها به روشهای تقسیم مستقیم، آمیختگی، قطعه قطعه شدن یا بهوسیله کنیدی و همچنین جوانه زدن تکثیر مییابند. برخی باکتریها توانایی ایجاد هاگ درونی را دارند. هاگ سبب مقاومت باکتری در برابر عوامل نامساعد محیط میشود. هر باکتری فقط یک هاگ میسازد و از هر هاگ یک باکتری بوجود میآید. باکتری ها موجوداتی بسیارکوچکی هستندکه به اندازه ی بیماری های کشند ای که اکنون مردم جهان انهارابزرگترین مشکل خود میدانند خطر ناکترهستند. جستارهای وابسته [ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه. آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست. حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه! سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تكان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تكان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!
مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟ [ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام ... ... [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ شیما برهانی ]
1)نام کامل وی لیونل آندرس مسی هستش که نام میانی اش را از خانواده ی مادری اش به ارث برده 2)اولین بازیهاشو در باشگاه محلی گراندولی انجام داد،آن هم زمانیکه فقط 5 سال سن داشت و مربیشم پدرش بودش 3)لئو یه ماهیگیر قهر هستش به طوریکه در یک مسابقه با پسرهای اقوام در یه جشن خانوادگی وقتی 11 سال سن بیشتر نداشت همه حاضرین را با گرفتن یه ماهیه 7 کیلوگرمی شوکه کرد!!!! 4)به خاطر قد کوتاهش چندان از سوی مربیان جدی گرفته نمیشد تا اینکه چارلز ریکساچ تصمیم گرفت از لئو یه فوتبالیست حرفه ای بسازه. 5)مدتی برای تامین هزینه های کلاس خودش،روزنامه میفروخته!!!!! 6)در کودکی به بیماری مبتلا بوده که هزینش 500 یورو بودش و خانوادش قادر به پرداخت اون قیمت نبودن و اگر یکی از دوستان خانوادگی شان به دادش نمیرسید،او در حال حاضر لال میشد 7)به شدت به رنگ آبی علافه منده تا جایی که دوستانش هدایایی بهش تقدیم میکردن که کادوها و جعبه هاش رنگ آبی بودن. 8)مدل موهاشو از خواننده ی آرژانتینی قدیمی به نام (کوانتاک) تقلید کرده 9)اصولا آدم تدسویی هستش و تعدادی از اون ترس ها که فاش شد عبارتند از،ترس از نشستن در صندلی جلوی اتومبیل،ترس از خوابیدن در تاریکی و ترس از از حرکت حیوانات سریع و جونده. 10)عاشق بازی های کامپیوتری است و علاقه مند به بازی های مهیج و رو به جلو هستش. 11)زادگاه خود،روزاریو که دومین شهر با 1 میلیون نفر جمعیت در آرژانتین هستش و در 180 مایلی بوینس آیرس قرار داره رو بهتزین شهر جهان میدونه. 12)مادر بزرگ و پدر بزرگش هر سال تا 10 سالگی اش به هر مناسبتی برایش فقط توپ فوتبال می خریدن. 13)در کودکی دچار مشکل هورمون رشد شد به همین علت رشد قدش در نوجوانی متوقف باقی موندش. 14)شاید کمتر کسی بدونه که تبار لئو به دو نزاد ایتالیایی و کانادایی میرسه آرزانتین الاصل نیست. 15)یکی از پسر عموهاشدر اسپانیا مدیر یه شرکت خبررسانی و تهیه و تولید فیلم های خبری برای رسانه های اروپایی هستش. 16)وقتی عضو بارسا شد،به خاطر قد کوتاهش هنگام نشستن در اتاق رختکن روی نیمکت تنها بازیکنی بود که پاهاش به زمین نمیرسید 17)دوستاش مسی رو ((لاپولگا))صدا میکنن که در زبون محلی به معنی کک هست و اونو به خاطر کوچکی و ریز بودن اندامش اونو اونطوری صدا میکنن. 18)موقع بازی با یوونتوس چنان بازیه عجیب و دور از انتظاریاز خودش نشون دادش که کاپلو محو استعدادش شد و گفت:این شیطان نیم وجبی دیگه از کدوم گوری اومده؟؟!!!!! 19)در می 2005 با 17 سن سال تبدیل به جوانترین و کم سن و سال ترین بازیکن بارسا شد که برای این باشگاه گلزنی کرد. 20)رکورد جوانترین گلزن بارسا رو بویان کرکیچ در اکتبر 2007 شکست و لقب مسی 2 رو گرفت. 21)در هر صاحبه به جای حرف زدن اونقد تکون می خوره که کفر همه خبر نگارارو در اورده و در عالم رسانه بهش ((یویو)) میگن. 22)دوستای صمیمیش رونالدینیو،ژاوی و اینیستا هستنن که با این 2 میره خوش گذرونی همیشه با هم میرن بیرون.(البته رونی دیگه رفته) 23)بیشترین تعداد مصاحبه رو در بین تیم و بازیکنان بارسا در اختیار داره 24)لئو کتونی جدید آدیداس رو با نام مدل f50 رو به پا میکنه که گرانترین استوک تولید شده توسط آدیداس هستش. 25)2 سال پیش اقدام به فروش لباس های امضا شده حودش طی یه حراجی کرد که در آمد اونو به کودکان بی سرپرست آرزانتینی اختصاص داد. 26)هوادار 2 آتیشه آنتونیو باندراس هست و اعتراف کرده تا به حال فیلم دسپرادو رو بیش از 100 بار دیده است. 27)برای انجام مصاحبه ی اختصاصی جدیدش بما مجله ی شوت در خواست کرد در آمد فروش 100 هزار نسخه از مجله را به کمک درساخت مدرسه فوتبال زادگاه اختصاص دهتد که مدیریت آن را پدرش برعهده دارد. 28)به خاطر چاپ تصویری از او در حالی که به یه پلیس زن زبون دراز کرده،باعث دردسر فراوانی براش شد که از مجله ی فوتبال لهستان شکایت کرد. 29(طی یک برنامه ی مدون قصد داره تا آموزش فوتبال رو برای کودکان زیر 8 سال را با تصویرهای آموزشی از خودش تحت یک کتاب به رشته ی تحریر در بیاره. 30)شاید خیلی ها ذائقه ی هنری لئو رو دست کم گرفته باشن،اما مسی یکی از علاقه مندان اشعار ((سیلویا بلات)) هست. 31)برای انجام تبلیغات آدیداس مبلغ 3 میلیون یورو دستمزد گرفته که حتی بالاتر از قرارداد این کمپانی با کاکا هست. 32)قصد داشت نام آرژانتینو روی گردن خود خالکوبی کنه که مدیر برنامه هاش لئو رو از انجام این کار شنیعی باز داشت. 33)طی یه درگیری با یه خبر نگار از مجله ی پیپل که می خواست حین صحبت با دختر دایی اش در یه رستوران از آنها تصویر برداری کنه،کتک مفصلی می خوره و بعد از شکایت علیه نشریه مبلغ 1میلیون دلار خسارت میگیره!!!!!!!!! 34)علی رغم قد کوتاهشتبحر ویژه ای در بازیه والبال داره و همچنین یه تنیسور خوب هم هست. 35)در قبال شایعه ارتباطش با گروهای حمایت از نژادپرستی قومی دست به اعتراضی زد و خودشو ادمی آزاد بدون وابستگی خزبی دانست. 36)علاقه فراوانی به بچه حیوانات و به خصوص بچه شتر و بچه شتر مرغ داره و معتقده که خودش شبیه همستر هست. 37)چیزی که سالها جز برنامه ی روزانه ی او و حذف نمیشه دیدن حتی کدتاه،فیلم مستند هست. 38)آدم شلخته ای هست و تقریبا هر بار نظافت و سر و سامان دادن به اتقش بیش از 5 ساعت وقت میگیره!!!!!!! 39)اعلام کرده که دوست داشته چهراه ای مثل دیوید بکهام داشته باشه. 40)در یه مصاحبه ی تلوزیونی تو اسپانیا لیوان نوشیدنی از دستش میوفته و لئو در کمال ناباوری کلمات رشتی رو به زبون میاره که باعث میشه تا در مورد تحاجم بسیاری از علاقه مندانش واقع بشه(آدمیزاده دیگه،پسر پیغمبر نیست که بابا( 41)سفر به مراکش رو یکی از بهترین سفرهای عمرش میدونه،چون در اونجا تونستش چندتا شتر رو زنده و از نزدیک ببینه!!!!!! 42)احتمالا نمیدونستید که مادرش برای تنبیه کردنش لئو رو وادار میکرده که تا صدای خروس رو تقلید کنه و اگر نا موفق میشد،شام رو از دست میداد. 43)تبحر خاصی در ساخت پازلی با قطعات بالا دارد و رکورد ساخت پازل تابلوی دختری با گوشواره مروارید رو با با 1300 قطعه رو در 20 دقیق داره!!!!!!!!!!!!!! 44)از علاقه مندان غذاهای مدیترانه هستش. 45)نسبت به کودک آزاری گارد ویژه ای داره و از حامیان دو آتشه ی کودکان هستش و بسیاری از در آمد خودشو صرف حمایت از اونا میکنه. 46)از اینکه اونو دائم با مارادونا مقایسه میکنن،دل خوشی نداره میگه من هم مثل همه آرژانتینی ها مارادونا رو دوست دارم،اما من لیونل مسی هستم. 47)هنگام خواب عادت به استفاده از چشم بند داره،وگرنه دچار بی خوابی میشه. 48)هرگز الکل مصرف نمیکنه. 49)در کودکی هر وقت در کنترل توپ دچار مشکل میشد،یکی لز دوستان کوچیکتر خودشو به که اسمش رافائل بود و به قصد کشت میزد!!!!!!!!! و 50)به تازگی یه لامبورگینی سیاه رنگ خریداری کرده که تنها درصدی از قیمت اصلی اونو پرداخت کرده و مابقی اونو شرکت تولید کننده اتومبیل به عنوان هدیه به او داد. [ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ شیما برهانی ]
لئو مسی برترین بازیکن جهان است. این آرژانتینی افتاده در تک به تک ها مرگبار است، سریع، و دارای مهارت دریبل و شوتزنی می باشد. اما با وجود خصوصیات فردی بسیار، در کار تیمی بسیار خوب است. [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
غبار غبار های دلم را با غبار های هوا یکی کردم تا شاید غبار هایی را بسازند که تمام تاریکی های جهان را به نابودی بکشانند. [ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ شیما برهانی ]
|
|||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||